آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان توکا pdf از مهتاب ر
مشخصات رمان
  • نام رمان
    توکا
  • ژانر
    عاشقانه،انتقامی،بزرگسال
  • نویسنده
    مهتاب ر
  • صفحات
    1854
خلاصه رمان
گرشا پسری ک بعد از سالها دوری از خانواده، از خارج از کشور ب ایران برمیگرده تا توی مراسم ختم پدرش شرکت کنه ... درست توی اولین روز ورودش به عمارت پدری با دختری ریزنقش و دست و پاچلفتی روبرو میشه ک خدمتکار اونجاست و این دختر کوچولوی هاتمون قرارع چه خرابکاریایی ب بار بیاره باید دید چی پیش میاد؟!

دانلود رمان توکا pdf از مهتاب ر

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،انتقامی،بزرگسال

خلاصه رمان توکا

گرشا پسری ک بعد از سالها دوری از خانواده، از خارج از کشور ب ایران برمیگرده تا توی مراسم ختم پدرش شرکت کنه …

درست توی اولین روز ورودش به عمارت پدری با دختری ریزنقش و دست و پاچلفتی روبرو میشه

ک خدمتکار اونجاست و این دختر کوچولوی هاتمون قرارع چه خرابکاریایی ب بار بیاره باید دید چی پیش میاد؟!

قسمتی از رمان

سلیقه ش هنوزم خوب بود و بهم حس آرامش میداد. وقتی وارد خونه شدیم توکا بچه ها رو کنار بخاری نشوند و

با حوصله لباساشون و در آورد. گونه هاشون و بوسید و اسباب بازی ها رو جلوشون گذاشت تا بازی کنن. 

و بعد شوهرش رو به سمت آشپزخانه کشوند و من و کنار بچه ها تنها گذاشت.

 روشنا و رایان با هم بازی میکردن انگار نه انگار که تازه با هم آشنا شدن. 

نگاهم روی صورت پسرک بود. چقدر شبیه توکا و روشنا به نظر میرسید.

 درک نمیکردم چرا مثل روشنای خودم دوستش دارم،شاید به خاطر اینکه مادرش توکا بود.

 توکا و کیارش که وارد آشپزخونه شدن صدای بحث شون توجهم و جلب کرد:

–چته توکا؟ حالا که بازم فکر و خیال هاشو کرده،واسه خودش بریده و دوخته راهش دادی خونه؟ 

هنوز درس عبرت نگرفتی؟ –خودم میدونم کیارش ولی باید باهاش حرف بزنم 

–میخوای من برم؟ توکا سر تکان داد: –اره،لطفا –دیوونه شدی؟ اگه باز…

–بچه ها اینجان کاری نمیکنه حرفام و که بزنم بعدش میره کیارش با ناراحتی نگاهش کرد. 

این وضع اصلا خوشایند نبود: –واقعا دیگه دوسش نداری؟ مطمئن باشم؟ اگه هنوز حسی… 

–ندارم،لطفا ادامه نده کیارش فقط نگاهش کرد. توکا گارد گرفته بود و برای تبرئه ی خودش گفت:

–کیا، تو که خبر نداری… کیارش نذاشت حرفش رو تموم کنه…

 

قیمت46000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4.9 / 5. تعداد رای : 535

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین