آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان سیندرلا pdf از مهدیه سلیمانی حصاری
مشخصات رمان
  • نام رمان
    سیندرلا
  • ژانر
    عاشقانه،کلکلی
  • نویسنده
    مهدیه سلیمانی حصاری
  • صفحات
    504
خلاصه رمان

مهدیه دختری که برای تحصیل از مشهد به تهران میاد و با مردی مغرور.و جذاب سرگرد امیرسام سلطانی آشنا میشه همیشه با هم کل کل و لجبازی میکنن ولی کم کم بطور جنون وار دلباخته هم میشـن تا اینکه روزی که قرار بود عقد کنن امیرسام دچار یه سوءتفاهم بزرگ میشهو مهدیه رو از خودش میرونه در صورتی که داستان یه چیز دیگس؛ ولی بعد مدت ها دوباره با هم روبه رو میشن و مهدیه زمین تا آسمون با مهدیه قبل فرق کرده پسری مغرور و عاشق و دختری لجباز و دلبر...

لینک های دانلود

دانلود رمان سیندرلا pdf از مهدیه سلیمانی حصاری

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر 

ژانر رمان : عاشقانه،کلکلی

خلاصه رمان سیندرلا

مهدیه دختری که برای تحصیل از مشهد به تهران میاد و با مردی مغرور

و جذاب سرگرد امیرسام سلطانی آشنا میشه همیشه با هم کل کل و

لجبازی میکنن ولی کم کم بطور جنون وار دلباخته هم میشـن تا اینکه

روزی که قرار بود عقد کنن امیرسام دچار یه سوءتفاهم بزرگ میشه

و مهدیه رو از خودش میرونه در صورتی که داستان یه چیز دیگس؛ ولی

بعد مدت ها دوباره با هم روبه رو میشن و مهدیه زمین تا آسمون با

مهدیه قبل فرق کرده پسری مغرور و عاشق و دختری لجباز و دلبر…

قسمتی از متن رمان

بالاخره روز اعلام جوابای کنکور رسید روزی که برای من به شدت استرس زا بود!

همگی تو اتاق کار بیژن بودیم بیژن روی صندلی میز کارش نشسته بود

و با لپ تابش داشت نتیجه کنکور رو بررسی می کرد مریم به دیوار تکیه

داده بود و زیر لب دعا می خوند و من! روی مبل توی اتاقش نشسته

بودم و از استرس تند تند پامو تکون می دادم و ناخونامو می خوردم

هر لحظه منتظر بودم بیژن جوابو بگه تا اینکه با یه قیافه داغون و

ناراحت برگشت سمتم قلبم ایستاد

با شک و ناامیدی گفتم -قبول نشدم! سال بعد حتما قبول _

سرشو با ناراحتی پایین انداخت و گفت: -نه قبول نشدی ولی ناراحت نباش

انشاالله میشی وای نهه ایی که مریم جون گفت به گوشم رسید

حالم خیلی بد شد قلبم انگار نمیزد آب دهنم خشک شده بود

نگاهم به کف پوش های اتاق خیره موند سکوت اتاقو فرا گرفته بود

حتی صدای نفسامونم به گوش نمی رسید یهو بیژن پقی زد

زیرخنده منو مریم جون گیج و متعجب بهش نگاه کردیم

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 455

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین