آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان فایتر pdf از اکرم حسین زاده
مشخصات رمان
  • نام رمان
    فایتر
  • ژانر
    عاشقانه،هیجانی،معمایی
  • نویسنده
    اکرم حسین زاده
  • صفحات
    1132
خلاصه رمان
داستان کیان و لیلی که به خاطره اتفاق‌هایی مجبوری ازدواج موقت هم شدن اما مگر کیان می‌تونست از لیلی بگذره. کیانی که توی خشونت و سردی زبون زد بود حالا برای به دست آوردن دل لیلی یک‌شب ...من فایتر که شرط می‌بستم عاشق نمی‌شم اما لیلی کاری باهام کرد..
لینک های دانلود

دانلود رمان فایتر pdf از اکرم حسین زاده

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،هیجانی،معمایی

خلاصه رمان فایتر

داستان کیان و لیلی که به خاطره اتفاق‌هایی مجبوری ازدواج موقت هم شدن اما مگر کیان می‌تونست از لیلی بگذره. کیانی که توی خشونت و سردی زبون زد بود حالا برای به دست آوردن دل لیلی یک‌شب …من فایتر که شرط می‌بستم عاشق نمی‌شم اما لیلی کاری باهام کرد..

قسمتی از رمان

مسیر تا هتل نگاهش روی تهران با شکل و شمائل جدیدش کشیده میشد به قدری تغییر کرده بود که در باور نمیگنجید. بدون شک اگر با ماشین شخصی بود نمیتوانست مسیر را پیدا کند.چشمانش را جمع کرد، ماشین شخصی!موبایل را برداشت وبا برقراری تماسی فقط گفت:

-سالم، کیانوشم، ماشین رو کی میتونم تحویل بگیرم؟

صدای پشت خطی نرمتر بود:

-سالم خوبین؟ خوش اومدین؟

زبانش فقط به یک ممنون چرخید و به تعاقبش گفت:

-در اسرع وقت میخوامش.

-بله حتماً! آماده است، آدرس بدین تا بفرستم براتون.

نفسی کشید و محکم جواب داد:

-پیام میدم بهتون.

-به محض رسیدن تماس میگیرن تا بیاید تحویل بگیرید.

اکی داد و برخاست، به سمت آینه ی قدی اتاق رفت. لحظاتی به چهرهی جدیدش چشم دوخت، دستش را میان موهای کوتاه شدهاش کشید و لبی کج کرد، خوشش نمی آمد چهره ی بیتکلف همیشگی اش تغییر کرده و حالت جدیتری به خود گرفته بود.

بیتعارف از اینکه موهای بلندش را پشت سر ببندد و سالها هیچ تغییری ندهد، بیشتر لذت میبرد!

نیشخندی به خود زد، اولین بار در طول عمر سی و پنج سالهاش بود که ریشی هم به صورت گذاشته بود، هر چند شیک و برازنده! یکچیزی نزدیک به پروفسوری و نه دقیقاً!! از هر چیز روتین و عادی و معمولی و عین همه بودن بدش میآمد. گامی عقبتر رفت و کل تیپش را از نظر گذراند و خطی هم بین دو ابرویش انداخت، برای نقشی که باید بازی میکرد خوب بود.

بیخیال کنکاش بیشتر، سراغ کیفش رفت و تبلت و پوشهی پالستیکی رابرداشت. یک بار دیگر همهی اطالعاتی را که داشت مرور کرد و کاغذها را روی تخت چید. کاغذی را برداشت و احتماالت ممکن را خواند و متفکر به آن نگریست.

تجربه نشان داده بود باید همیشه احتمالات ممکن یادداشت شود چون وقتی در جریان پرونده قرار میگرفت نوع روابط و گاه تغییرات گفتار و رفتار شخصیتها روی بخشی از واقعیت پرده میزد و حدسیات تحت الشعاع آن قرار میگرفت.

برنامه ی فردایش را با دقت در تبلت نوشت و برای چک نهایی پیام داد:

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 359

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین