آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان یک غریبه pdf از حدیث افشار مهر
مشخصات رمان
  • نام رمان
    یک غریبه
  • ژانر
    عاشقانه،خوانوادگی،قبیله ای
  • نویسنده
    حدیث افشار مهر
  • صفحات
    1479
خلاصه رمان
می‌خواهی قصه‌ای بشنوی؟ قصه‌ای از عشقی آغشته به دروغ، دروغی که شعله‌اش دامنِ زندگی‌های بسیاری را گرفت. همه چیز از شبی بی‌ستاره و دفن یک جنازه آغاز شد. سال‌ها بعد، آرامش ظاهری دهکده‌ای رازآلود، با ورود ماری مرموز درهم شکست. دختری به نام ارکیده، برای جبران بدهی، در کلوبی به رقصندگی روی می‌آورد، اما ورق وقتی برمی‌گردد که مرتکب قتلی می‌شود؛ قتلِ مردی از مافیا که انتقامش، تمام ایل و تبارش را به دنبال قاتل می‌کشاند. ارکیده، برای پنهان شدن، به دهکده‌ای تحت فرمان رئیس قبیله ای مافیایی پناه می‌برد. حال، او باید برای آزادی خود و جبران بدهی‌اش، به رئیس قبیله نزدیک شود… اما آیا این نزدیکی، او را از خطر نجات می‌دهد یا به ورطه‌ای عمیق‌تر می‌کشاند...
لینک های دانلود

دانلود رمان یک غریبه pdf از حدیث افشار مهر

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،خوانوادگی،قبیله ای

خلاصه رمان فو

می‌خواهی قصه‌ای بشنوی؟ قصه‌ای از عشقی آغشته به دروغ، دروغی که شعله‌اش دامنِ زندگی‌های بسیاری را گرفت. همه چیز از شبی بی‌ستاره و دفن یک جنازه آغاز شد. سال‌ها بعد، آرامش ظاهری دهکده‌ای رازآلود، با ورود ماری مرموز درهم شکست. دختری به نام ارکیده، برای جبران بدهی، در کلوبی به رقصندگی روی می‌آورد، اما ورق وقتی برمی‌گردد که مرتکب قتلی می‌شود؛ قتلِ مردی از مافیا که انتقامش، تمام ایل و تبارش را به دنبال قاتل می‌کشاند. ارکیده، برای پنهان شدن، به دهکده‌ای تحت فرمان رئیس قبیله ای مافیایی پناه می‌برد. حال، او باید برای آزادی خود و جبران بدهی‌اش، به رئیس قبیله نزدیک شود… اما آیا این نزدیکی، او را از خطر نجات می‌دهد یا به ورطه‌ای عمیق‌تر می‌کشاند…

قسمتی از متن رمان

پرتوهای آفتاب به رقص در آمدند. روی صفحه ی اول دفتر چنین نوشته شده بود که:
-می خوای برات یک قصه بگم؟
-قصه ی چی؟
-قصه ی یک عشق پر دروغ، دروغی که زندگی خیلی ها را به آتش کشید. همه چیز از آن شب یک شب بی ستاره شروع شد.به کف زمین که تبدیل به حمامی خون شده بود نگاه کرد. قفسه ی سینه اش از شدت نفس نفس زدن بالا پایین می پرید. سرش را آهسته برگرداند و به دست های لرزانش که قرمز از خون شده بودند نگاه کرد.
فکش از اتفاقی که افتاده بود می لرزید نگاهش را بالا آورد و به جسمی که روی زمین افتاده بود نگاه کرد. شکاف بزرگی روی سرش بود و خون مثل آبشار روی زمین سرازیر شده نبضش را گرفته بود

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 569

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین