آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان تجربه عشق خاکستری pdf از آرام و بنفشه
مشخصات رمان
  • نام رمان
    تجربه عشق خاکستری
  • ژانر
    عاشقانه،بزرگسال
  • نویسنده
    آرام و بنفشه
  • صفحات
    2093
خلاصه رمان

یک ماجرای واقعی از زندگی واقعی آرام دختری که به یه


مهمانی اشتباه میره. مهمونی که فکر می کرد تولده اما


در واقع جاییه برای آشنایی افراد با تمایلات مختلف.


حضور آرام تو این مهمونی باعث ورودش به دنیای رابطه


های متفاوت آدم های متفاوت میشه. مردی وارد زندگی


آرام میشه که خیلی براش خطرناکه اما درواقع تنها ناجی


آرامه…سیاوش لواسانی… کسی که قراره زندگی آرامو زیر


و رو کنه…

دانلود رمان تجربه عشق خاکستری pdf از آرام و بنفشه

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،بزرگسال

خلاصه رمان تجربه عشق خاکستری

یک ماجرای واقعی از زندگی واقعی آرام دختری که به یه مهمانی اشتباه میره. مهمونی که فکر می کرد تولده اما

در واقع جاییه برای آشنایی افراد با تمایلات مختلف. حضور آرام تو این مهمونی باعث ورودش

به دنیای رابطه های متفاوت آدم های متفاوت میشه. مردی وارد زندگی آرام میشه که خیلی براش خطرناکه اما درواقع تنها ناجی آرامه…

سیاوش لواسانی… کسی که قراره زندگی آرامو زیر و رو کنه…

قسمتی از رمان

فردای اون روز تعطیل بودو خونه موندم به کارام برسم به لیلا زنگ نزدم بپرسم چه کرد چون ازش ناراحت بودم خبرمو نگرفته بود

اون عملا منو تو مهمونی ول کرده بود حتی وقتی دید نیستم نگرانم نشد یه زنگ بزنه . تا عصر درگیر کارام بودمو عصر

با هم خونه ای هام شراره و سلما تصمیم گرفتیم بریم شام بیرون وقتی حاضر شدم تازه متوجه شدم کیفم نیست!

کیف پولم دیشب تو مهمونی گم شده بود من معمولا برای مهمونی کیفمو خالی میکنم. جز یه کارت که مبلغ محدودی

توش پوله و مقداری هم پول نقد چیزی تو کیفم نبود. کارت ها و باقی مدارکم خونه بود با این وجود بازم حس بدی بود که گم شده.

فردای اون روز وقتی رفتم دانشگاه از لیلا خبری نبود. یکم نگرانش شدمو بهش زنگ زدم. اما جواب نداد دو دل بودم

به دوست پسرش زنگ بزنم یا نه. از دانشگاه که اومدم بیرون یه توسان مشکی با شیشه های دودی اون سمت

خیابون نظرمو جلب کرد یاد توسان مشکی اون شب افتادم به پلاکش نگاه کردم و حس کردم همون شماره پلاکه!

یه لحظه فکر کردم اون مرد عجیب اومده دنبال من اما بعد بیخیال این فکر شدم چون نه کاری با من داشت نه

حتی می دونست من کی هستم که بخواد بیاد جلو دانشگاه. رفتم اون سمت خیابون تاکسی بگیرم

که صدای آشنایی شنیدم که گفت -خانم رضوی…

قیمت49000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 2.7 / 5. تعداد رای : 484

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • سلام
    3 اردیبهشت 1405 | 01:11

    بهترین رمانی که خوندم

  • مهدیس
    29 اردیبهشت 1403 | 12:41

    خاص و متفاوت

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین