آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان جانان pdf از الهه آتش
مشخصات رمان
  • نام رمان
    جانان
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    الهه آتش
  • صفحات
    3792
خلاصه رمان

جانان دختریه که در تصادفی در سن 17 سالگی به شدت مجروح می شه و صورتش را از دست می دهد .پزشکی قانونی جسد سوخته تحویل خانواده اش میده در حالی که یکی از پزشکان بیمارستان جانان را به فرزندخواندگی می گیرد و جانان جراحی پلاستیک می کند. حالا بعد از هفت هشت سال در مقابل برادرش قرار می گیرد ...خشم و انتقام  از برادرش اولین حسی است که در وجودش شکل می گیرد .برادری که او را با چنین چهره فتانه و زیبا نمی شناسد ...

دانلود رمان جانان pdf از الهه آتش

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان جانان

جانان دختریه که در تصادفی در سن 17 سالگی به شدت مجروح می شه و صورتش را از دست می دهد .

پزشکی قانونی جسد سوخته تحویل خانواده اش میده در حالی که یکی از پزشکان بیمارستان

جانان را به فرزندخواندگی می گیرد و جانان جراحی پلاستیک می کند.

حالا بعد از هفت هشت سال در مقابل برادرش قرار می گیرد …

خشم و انتقام  از برادرش اولین حسی است که در وجودش شکل می گیرد .

برادری که او را با چنین چهره فتانه و زیبا نمی شناسد …

قسمتی از رمان

ناهارش را که تمام کرد بلافاصله از جایش بلند شد و به اطاق خانم‌ها رفت .

جایی که ساک دخترها و زندایی هایش و همچنین ساک او و مادرش بود .

سر ساک نشست و با عجله و تند تند هر وسیله و لباسی که در اطرافش بود چنگ می زد و

بدون ترتیب و یا چینش و نظمی تنها در ساک می چپاند با باز شدن در ، سرش سمت در چرخید و

مادرش را دید تو که هنوز ساکت و نبستی دختر .- چیزی نمونده. داداشت ساک من و خودش و برد

گذاشت جلو در سالن مگه صبح بهت نگفتم بلندشو ساکت و جمع کن ، گفتی باشه .-دارم جمع می کنم دیگه.

-الان ؟ الان که داداشت منتظر جلو در ایستاده ؟ می خوای صداش و در بیاری؟ نمیشناسیش ؟

اومد دعوات کرد نیای شکایت که مامان سورن دعوام می کنه از الان گفته باشم.

-ترو خدا تو برو لااقل سرش و یه ذره گرم کن تا منم ساکم و بیارم.-خیلی خب بجنب.

من میرم یه دست چایی بریزم. تا چایی میخوریم تو هم ساکت و ببر کنار ساک ما.

– باشه زوده زود می یارم . مادرش که بیرون رفت او هم با سرعت بیشتری تمام وسایلش

را در ساک چپاند و با زور و اهنی درش را بست و زیپش را کشید.

 

قیمت45000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 4 / 5. تعداد رای : 439

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین