آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان منتهی به خیابان عشق pdf از صدای بی صدا
مشخصات رمان
  • نام رمان
    منتهی به خیابان عشق
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    صدای بی صدا
  • صفحات
    1870
خلاصه رمان

راحیل به اجبار و صلاحدید حاج پدرش در شرف ازدواج با پسری است که هیچ شناختی از او ندارد، برادرش رستگار به او قول داده بوده که همیشه پشت و حامی اش باشد ولی اکنون او ایران نیست و راحیل چاره ای جز اطلاعت از پدر ندارد تا اینکه برای مطلع کردن برادرش مخفیانه مجبور به تماس با دوست رستگار می شود…!

دانلود رمان منتهی به خیابان عشق pdf از صدای بی صدا

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان منتهی به خیابان عشق

راحیل به اجبار و صلاحدید حاج پدرش در شرف ازدواج با پسری است که هیچ شناختی از او ندارد، برادرش رستگار به او قول داده بوده

که همیشه پشت و حامی اش باشد ولی اکنون او ایران نیست و راحیل چاره ای جز اطلاعت از پدر ندارد

تا اینکه برای مطلع کردن برادرش مخفیانه مجبور به تماس با دوست رستگار می شود…!

قسمتی از رمان

دیاکو نگرانش بود نمی‌توانست اجازه بدهد تنها بماند. اما الان هر دو در شرایطی نبودند که بخواهد اصرار کند، خبر به کما رفتن رستگار به حدی شوکه کننده بود

که تا همین نقطه هم بخاطر راحیل، برای آنکه حواسش به او باشد سرپا مانده بود.

_ممنون من… یکم میمونم خونه بعد میرم پیش …

_نمون خونه بخواب خودم میام دنبالت. بدون من بیمارستان نرو. زار زار گریه کردنش را امروز دیده بود، از طرفی به پدرش و

حتی برادرش هم اطمینان نداشت، هیچ چیز از آن ها بعید نبود. صبر کرد برود داخل دوست نداشت

تنها بفرستد او را اما بیشتر اگر اصرار می‌کرد ممکن بود اعتماد به نفس

راحیل را هم از بین ببرد. در راه صدای پیام گوشی اش را شنید. ماریه بود… امروز بارها و بارها به او زنگ زده بود

اما نتوانسته بود جوابش را بدهد. “فکر نمیکنی کارت زشته؟” شماره اش را گرفت با اینکه بیدار بود و

دست به گوشی خودش عمدا دیر جواب داد اما وقتی خبر را شنید‌ دیگر اینکه

دیاکو به تماس و پیام هایش به موقع جواب داده یا نداده مهم نبود. _عزیزم واقعا متاسفم من…

خیلى شوکه شدم. الان نمیدونم. _باید برم خونه بعدا صحبت می‌کنیم. _باشه باشه مواظب خودت باش.

ذهنش درگیر مراقبت از راحیل بود نه خودش. ماریه تنها فرد بی خبر و دلخور نبود… هیرا هم…

 

قیمت45000

 

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3.7 / 5. تعداد رای : 444

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
کامنت ها
  • ناشناس
    4 اردیبهشت 1403 | 03:08

    چه داستان تلخی انتخاب همسر به اجبار والدین البته بگم به نظر پسری که دوست داره شما منتظر نمیذاره منکه خودم پیشنهاد دوستی بدن رد می کنم چون به نظرم فقط سو استفاده است منظورم اینه بی تعارف ما به سبک خواهر و برادری همو می شناسیم تدریجا و تقریبا دیگه چه نیاز به دوستی عاشقانه است و زنده باد بلوغ و یه سری کارهای بچه گانه البته بگم شخصا موافق اینکه قوانین خونه داری ثابته هستم

ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین