آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان در حسرت آرزوها pdf از طاهره خطائی 
مشخصات رمان
  • نام رمان
    در حسرت آرزوها 
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    طاهره خطائی
  • صفحات
    3200
خلاصه رمان
دوباره نگاش می‌کنم. آماده اس که سوار ماشین بشم تا ویلچرمو پشت صندوق جا کنه. از دیدن چهره‌ی مردونه و جدیش دست‌خوش احساس میشم؛ و با نیم خند میگم: جواب مثبت من این نیست که منو تو با هم دیدار داشته باشیم؛ و یا با هم بریم و بیاییم. مثل رابطه‌های دوست دختر پسرا من از گناه بیزارو متنفرم پس خواهش می‌کنم که از من نخواه که اسیر گردباد گناه بشم. لبخندی گوشه‌ی لبشو پر کرد و گفت: محض رضای خدا شقایق تو سردی هوا اینقد ناز نکن. از گناهم گفته باشم هر چقدر که می‌خوای بیزار و متنفر باش. ولی نه از گناهکار. چون این گناه‌کار طاووس می‌خواد. پس هرکه طاووس خواهد جور هندوستان رو هم میکشه. بیا تو ماشین بعد هر چی که دلت خواست برام ناز کن؟ خب؟!مستقیم تو چشمام چشم دوخت. وای از این چشمای بلوطی. احساس حماقت می‌کنم. راستی که من چه احمقم؟در رو که باز کرد...

دانلود رمان در حسرت آرزوها pdf از طاهره خطائی 

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه

خلاصه رمان در حسرت آرزوها 

دوباره نگاش می‌کنم. آماده اس که سوار ماشین بشم تا ویلچرمو پشت صندوق جا کنه. از دیدن چهره‌ی مردونه و جدیش دست‌خوش احساس میشم؛ و با نیم خند میگم: جواب مثبت من این نیست که منو تو با هم دیدار داشته باشیم؛ و یا با هم بریم و بیاییم. مثل رابطه‌های دوست دختر پسرا من از گناه بیزارو متنفرم پس خواهش می‌کنم که از من نخواه که اسیر گردباد گناه بشم. لبخندی گوشه‌ی لبشو پر کرد و گفت: محض رضای خدا شقایق تو سردی هوا اینقد ناز نکن. از گناهم گفته باشم هر چقدر که می‌خوای بیزار و متنفر باش. ولی نه از گناهکار. چون این گناه‌کار طاووس می‌خواد. پس هرکه طاووس خواهد جور هندوستان رو هم میکشه. بیا تو ماشین بعد هر چی که دلت خواست برام ناز کن؟ خب؟!
مستقیم تو چشمام چشم دوخت. وای از این چشمای بلوطی. احساس حماقت می‌کنم. راستی که من چه احمقم؟
در رو که باز کرد…

قسمتی از متن رمان

نگاهم به دخترها بود با چنان های و هوی کار می کردند که گویی قرار بود کل خونه را تزیین کنند با خودم فکر کردم چندتا بادکنک باد کردن این همه دنگ و فنگ
نداره که..این اولین یا آخرین عروسی نبود که تو خونه ی ما برگزار میشد…خونه ی ما از چند سال پیش حکم تالار محله رو به خودش اختصاص داده بود..هر کس مجلس عروسی داشت بخاطر بزرگی سالن طبقه ی پایین اون رو تو خونه ی ما برگزار می کرد و به دلیل کنده کاری ها و لوسترهای ایتالیایی زیبایی که در سقف کار شده بود،برای خوب در آمدن فیلم عروس ی مجلس خانم ها هم به اینجا می افتاد…هر بار مامان قسم میخورد این آخر ین عروسی خواهد بود…ولی هیچوقت اینطور نمیشد،دوباره در رودربا ی ستی گیر می
افتاد وبه ناچار قبول میکرد…بعد از عروسی ما می موندی م و ریختو پاش عروسی..به قولی علی می موند و حوضش و فردای روز پاتختی صاحب عروسی تازه یاد ر یخت و پاش ها می افتاد و می اومد تا کمک کنه که به قول قد یمیها می اومد و می دید که جا تر و بچه نیست …البته منظورم در مورد زباله هاست

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 3 / 5. تعداد رای : 263

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین