آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
آوای خیس بزرگترین منبع دانلود رمان های ایرانی جدید ، رمان های پرطرفدار ، عاشقانه ، پلیسی ، انتقامی ، طنز ، اربابی ، ازدواج اجباری ، مافیایی pdf
نویسنده شو
آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی
پشتیبانی آنلاین
کانال تلگرام آوای خیس
دانلود رمان مرد بد pdf از سیما نبیان منش
مشخصات رمان
  • نام رمان
    مرد بد
  • ژانر
    عاشقانه،ازدواج اجباری
  • نویسنده
    سیما نبیان منش
  • صفحات
    2347
خلاصه رمان
دختر پرستاری که گیر مرد خلافکار میفته و مجبوره اونو از بیمارستان بیرون ببره اما مرده بیخیالش نمیشه و اونو همراه خودش به قرارگاهشون میبره.

دانلود رمان مرد بد pdf از سیما نبیان منش

با لینک مستقیم برای اندروید و کامپیوتر

ژانر رمان: عاشقانه،ازدواج اجباری

خلاصه رمان مرد بد

دختر پرستاری که گیر مرد خلافکار میفته و مجبوره اونو از بیمارستان بیرون ببره اما مرده بیخیالش نمیشه و اونو همراه خودش به قرارگاهشون میبره.

قسمتی از رمان

راجبه به بیمار جذابی حرف میزدن پشت در بخش ایستاده بود و همه ی پرستار که پلیس هم در براش پرونده تشکیل میداد. دستکشهای کثیف خونی رو با احتیاط از دستم درآوردم و انداختم تو سطل زباله و هـ همزمان به جدیدی که تیر خورده بود و زیادی هم آش و لاش حرفهایی که اون پرستارها راجع به بیمه سپردم
“راننده تاکسی حاشیه شهر وسط جاده پیداش کرده لامصب حتی با وجود اینکه سرو گردنش زخمی بود هم باز خدای جذابیته… نمیدونین چه آبهتی داره… هیکلو ندیدین یک تیکه ایه پدرسوخته یکی دیگه اشون گفت:
راننده تاکسی گفت خودش دیده با یا عده مرد مسلح درگیره شده بود میگفت عین چی همو میزدن آخرشم
هم واسه . كنه شئت و پَت کرد و در رفت…. پلیس لره بهوش بیاد تا ازش بازجویی مدام راجبش حرفهای جدید میزد پرستاری هم یه این یکی همه من هم نشون میداد صحبت جدید در موردش داشت
و حسابی این بیمار اورژانسی نقل محفل پرستارها شده چون همچنان داشتن راجع بهش حرف میزدن
میگن خلافکاره خطرناکیه… گول ظاهر رو نخوریید یارو خطرناک… نزدیکش هم نشین بلکم هم قاتلی خلافکاری چیزی باشه ” ولى لامصب خدای هیکل و جذابیت… پیرهشن پاره بود من سیکس پکشو دیدم”
زیاد راجع بهش حرف میزدن برای اولینبار و بیشتر دیگه اما سرپرستار که اومد و از تمام مورد يوم دادن
شروع کرد زدنی پراکنده همشون در چشم بهم
-چیه اینجا وایستادین پچ پچ میکند
اینجا مهمونیه خاله زنک بازی در میار یه اتوبوس تصادف کرده به تعداد از بیمارها … چند نفرتون با من بیان… بالا….
مکث کرد. سرش رو برگردوند سمت من و گفت:
-ارغوان نویدی… توهم برو اتاق 124 باندهای زخم بيمارو عوض کن!
تو اتاق 124 همون بیماری بستری بود که راجع بهش حدیث بود.

 

قیمت50000

چند ستاره میدی به این رمان ؟

برا امتیازدهی روی ستاره کلیک کن

امتیاز کل : 5 / 5. تعداد رای : 592

اگر نویسنده این رمان هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • برچسب ها:
ورود کاربران و نویسندگان

آخرین رمان ها
  • Farzaneجزو بهترین رمان هایی که خوندم عالی بود👏👏...
  • ادمین سایت🌹...
  • ادمین سایتسلام بله...
  • فاطمهفایل کامل سانسور نشده هستش ؟...
  • ادمین سایتسلام و عرض ادب 🌹 ممنون از پیشنهاد خوبتون. خوشحالیم که در کنارمون هستید حتماً پیش...
  • مهنازرمانهای گرگینه ای...
  • مهینبا سلام و عرض احترام تشکر از اینکه چنین برنامه ایی رو قرار دادید تا ما هم با نوی...
  • ادمین سایتسلام نه دوست عزیز...
  • Farzaneمحتوا خوب بود...
  • آدریناالان اینکه جلد دومش نیست جلد دومش رو اصلا قرار دادید؟...
تبلیغات متنی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آوای خیس | منبع دانلود رمان های ایرانی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
پشتیبانی آنلاین